به گزارش علم جنوب، آیین رونمایی از کتاب باغ پیچک صبح دیروز سه شنبه ششم مهرماه در فرمانداری شهرستان گتوند باحضور فرماندار این شهرستان برگزار شد.

مسعود کریمی نویسنده این کتاب در گفت‌وگو با علم جنوب اظهار داشت: کتاب باغ پیچک درواقع گذشته دیار عقیلی و به‌خصوص شهر سماله را به تصویر کشیده است و در مورد کارهایی که در قدیم در یک روستا انجام می‌شده مطالبی در این کتاب ارائه شده است.

وی بابیان اینکه نسخه چاپی کتاب در یک فروشگاه و کتابخانه در شهر سماله وجود دارد افزود: نسخه الکتریکی کتاب نیز در حال تهیه و ساخت است و برای علاقه‌مندانی که به‌دنبال دریافت نسخه الکتریکی این کتاب هستند بزودی در دسترس عموم قرار می‌گیرد.

نویسنده کتاب باغ پیچک در ادامه اینگونه کتاب خود را معرفی کرد:

کتاب باغ پیچک بلاخره بعد از ماه ها در نوبت چاپ و ویرایش وکسب مجوزها و فیپا،«مجوز کتاب خانه ملی » بلاخره زیر چاپ رفت ،،،کتاب باغ پیچک ایده ای نو وتازه ،،
نویسنده :مسعود کریمی شهر سماله
چاپ: انتشارات آیات
کتاب باغ پیچک ثمره چندین سال تلاش وکوشش وتحقیق و پرس وجو می باشد ،،کتاب باغ پیچک دریچه ای به روزها و خاطرات خوب وخوش وشیرین کودکی است ،،، دروازه ای به دنیای پر رمز وراز روزهای خوب وخاطره انگیز گذشته ،، کتاب باغ پیچک بوی روستا وروستایی میدهد ،،
دراین کتاب ،،سوار بر بال خاطره های شیرین می شویم و به دور دست های گذشته دیار عقیلی سفر می کنیم ،،، از روزها و شب های طوفانی و بارانی، داستان ها می خوانیم و سختی وشیرینی زندگی ها در آن ایام زیبا را با تمام وجود درک خواهیم کرد ،،از رازهاواسرار پهنه های دشت های عقیلی در شبا هنگام ،پرده برمی داریم،
در داستان های زیبایی همانند داستان حمله گرگ درشب، و داستان حمله شغال به مزرعه هندوانه ،،، و می بینیم چراغی اسرار آمیز را که همیشه در شب های ظلمات در اطراف آبادی ها پرسه میزد ..از ژرفای چاه های عمیق ، وعظمت دروازه های زیبای قدیمی خواهیم دانست ،،ودر خرمن ها و باغ های سبز و زیبا بدنبال کودکی گم شده خویش خواهیم گشت ،،،ازدرختان «کنار» اسرار آمیز ،باقدمت چندین قرن تازه ها می خوانیم ،،وخلاصه سوار بر ماشین زمان سری هم به مکان های تاریخی خواهیم زد و در گذشته های دور دیار عقیلی و شهر سماله پرواز خواهیم کرد ،،
از تو درتوی کوچه های خاکی ،ودیوارهای گلی ،باغ های سرسبز و زیبا ،جوب های پر آب ،و درخشش مزارع پنبه در زیر نور خورشید ،،وهاله مهتاب و کوچه های منتهی به باغ،، دشت های پر از گل سرخ ،و از گذر فصل ها،، واز درختانی که دست دوستی ونزدیکی با ابرها را دارند میگذریم ،ازصدای سحر انگیز نی چوپان در کوهپایه لذت میبریم واز شیرینی شربت نارنج و تلخی میوه زیتون می خوانیم ،،، از سال های بد ودور دیارمان و سال های خوب مطالبی خواهیم خواند،، از سال بد و وحشت انگیز حمله ملخ و سال خوب ورویایی فروش خوب «گندی تحله » سردر می آوریم ،،از شوق ذوق فروش ختمی «سدر»میخوانیم،،
وبهمراه خنکای نسیم سحری به وقت خروس خوان از کارهای روزانه درقدیم بازدیدی کوتاه می کنیم ۰درداستان کوچ ،سوار بر اسب های رهوار و چابک ،دل به جاده ورود وجرس وصحرا میزنیم ،،وبا تمام وجود حس می کنیم ترس ووحشت کودکی خردسال را هنگام گذشتن ازیک کوچه باغ تاریک وخاموش، ونوجوانی که تمام زحمت چند ماهش دودوآتشی مهیب شد و برباد رفت ۰
دربرف وسرما و طوفان درکوهستان بدنبال پناهگاهی امن وایمن میگردیم در داستان درخت بلوط توخالی، واز جیغ درخت فرار را بر قرار ترجیح می دهیم ودرسبزه زاران شیب تند پایین تپه گم میشویم ،در داستان های دیگر،سلامی می کنیم به پیرزن وقندان زیبایش وعلاالدین مادر بزرگ را پر از نفت می کنیم و دختر مینا بنوش را درودی دوباره میفرستیم، ونظاره می کنیم گذشتن پیرمردی تنها را از غبار ومه وتنهایی ،،و نماز قند وکنجی(کنجد) را آرام آرام همراه نغمه های مادر زمزمه می کنیم ودرانتظار کبوتران لحظه ها را می شماریم ،،وبرای نجات گونه های جانوری تفنگ وشکار را کنار می گذاریم ،وپرواز کنان درخیال همراه دوکودک ماجرا جو در داستان قله صعود سیری در دل کوهستان خاموش،، ،خوف وخطر را تجربه خواهیم کرد ،،ومروری می کنیم داستان سوخت در قدیم را، درکنار چاله وچاله دان وقوری گلدار چینی وبوی نون تازه تیری و چه احساس خوبی ،،،،،
خلاصه با خواندن این کتاب متنوع وگوناگون،دراین روزهای سخت ، کمی از دنیای دلگیرو غم انگیزو پر استرس کنونی دور می شویم،،، در این کتاب بیشتر از ۶۰ داستان ،،خاطره ومطلب علمی و گیاه شناسی را یک جا مطالعه خواهیدکرد،، که میشود گفت در نوع خود کم نظیر است،،، ،،،این اثر هنری زیبا و رنگارنگ را به تمام هنرمندان وهنر دوستان دیار مخملی عقیلی ومردم خوب وعزیز کشورم ایران وزادگاهم شهر سماله تقدیم می کنم ،،، پیشاپیش از زحمات شورای پیشین شهر سماله،،، الخصوص جناب آقای علیزاده عزیز وکارمند مهربان شهرداری جناب آقای میثم نظر زاده وجناب آقای حجت نبی پور پیمان کار پرتلاش شهر که دراین راه حامی ومشوق من بودند سپاسگزاری میکنم،
عنوان های کتاب باغ پیچک:
،جیغ درخت (درقالب داستان)
چاه آب
پیرمردی در غبار( داستان)
داستان کوچ
پنبه عقیلی (مقاله)
دروازه های قدیم
لاله بدست
آن سال خوب. (گندی تحله)(داستان)
حمله گرگ (داستان)
هندوانه وشغال(خاطره)
آن شب طوفانی(خاطره)
خرمن
رب نارنج سوغات شهر سماله
کنار شی نشا
فروش زیتون(خاطره)
حمله ملخ (آن سال بد )(تاریخی)
ختمی
کارهای روزانه درقدیم
داستان سوخت (مقاله)
کوچه باغ (خاطره)
بلوط تو خالی (داستان)
قندان(داستان)
قله صعود(داستان)
مینا بنوش (بنفش)(داستان)
گذر فصل ها(داستان)
علاالدین(داستان)
قند وکنجی (مقاله)
آتش در گندم زار (داستان)
شکار ممنوع