به قلم دکتر اصغر حاتمی نیا – فریز یا یخزدگی در ایجاد اشتغال و حتی ریزش نیروی کار، بسیاری از اوقات از نکات مثبت مدیریت کارآمد نیست. این حالت زمانی رخ می دهد که مدیران مسئولیت مدیریتی خود را بر گردن دیگران می اندازند.
مدیری که انتخاب شایسته نیروهای مورد نیاز را تشخیص ندهد بهتر است علاوه بر کسب مهارت، تشخیص انتخاب خوب برای نیاز سنجی نیرو و استخدام، این مسئولیت را به واحد منابع انسانی متخصص بسپارد.
استخدام های موردی بی ضابطه و خارج از پروسه نیاز سنجی تخصصی، بیشتر شرکت های بزرگ و شهرک های صنعتی شوشتر و گتوند را در رکود جذب نیروهای کارآمد قرار داده است.
استخدام های بی ضابطه و غیر تخصصی و عدم تطابق با نیازسنجی، گاها یک شرکت و سازمان را دچار چالش با نیروی انسانی سرگردان یا بی تخصص مرتبط با نوع کار می کند؛ بطوریکه در عین نیاز به نیروی کار، احساس نیروی کار مازاد وجود دارد. یعنی نیروی کار زیاد اما راندمان کار پایین.
نمونه را می توان در برخی شرکت های بزرگ و سازمان و ادارات دولتی، تحت عنوان نیروی پیمانکار به وضوح دید. بر خلاف جذب بی ضابطه نیروی کار در برخی شرکت ها، سازمان و ادارات، (ادوار گذشته) در برخی دیگر از شرکت ها و سازمان ها، مدیران با درب آهنین بسته، پشت میز خود نشسته اند.
این نوع مدیریت ها در جذب نیروی متخصص مورد نیاز، آن سازمان را در آینده با چالش خالی شدن نیروی متخصص و با تجربه ۳۰ ساله پس از بازنشستگی روبور کرده و وارد دوره بحران و چالش کمبود نیروی کار با این ویژگی ها می کند.
این چالش به دلیل افق دید کوتاه مدیریتی در جذب و آموزش نیروی متخصص مورد نیاز، شرکت و سازمان را دچار فقر نیروی متخصص خواهد کرد که در کوتاه مدت زیان وارده به شرکت ، سازمان ، اقتصاد و معیشت منطقه قابل جبران نیست.
جلوگیری از جذب بی ضابطه و غیر تخصصی و راه اندازی پروسه نیاز سنجی با پیش بینی ۵ ساله جذب نیروی متخصص و کارآمد در کنار نیروی متخصص مشغول به کار تا قبل از موعد بازنشستگی، می تواند به عنوان سرمایه گذاری نیروی انسانی متخصص و کارآمد به سود شرکت و سازمان باشد و از سوی دیگر جویندگان کار در حوزه های تخصصی، پس از اخذ دوره های تئوری دانشگاهی امیدوار به جایگاه شغلی متناسب با تخصص دانشگاهی می شوند.
این امر در نتیجه، منجر به شکوفایی تولید، خدمات و بهبود اقتصاد و معیشت خواهد شد.


















