نوشتاری از نسترن عجمی – کارشناس ارشد کشاورزی
بخش سوم :
صنعت گردشگری (توریسم) نیز از دیگر صنایع فرهنگی محسوب میشود که زمینه رشد فوقالعادهای در مناطق روستایی دارد. طبیعت زیبای مناطق روستایی همراه با جاذبههای سنتی روستانشینان, زمینه موردعلاقه گردشگران داخلی و خارجی محسوب میشود. توسعه این صنعت که با هزینه قابلتوجهای همراه نیست, در حاشیه خود باعث توسعه کسبوکارهای فراوانی خواهد شد.
بخش عمدهای از کارآفرینی ها در حوزه خدمات اتفاق میافتد. خدمات اجتماعی, خدمات بهداشتی, خدمات فنی, خدمات آموزشی, تجارت, خدمات اقتصادی و مالی, و خدمات ارتباطی از جمله مهمترین زمینههای قابلتوسعه و اشتغالزا در مناطق روستایی هستند. قطعاً مشارکت دولت در این زمینه میتواند تسهیلکننده و تسریعکننده فرآیند توسعه خدمات در روستاها باشد.
دولت میتواند با برنامه ریزی, طراحی و اجرای طرحهای مختلف برای ارایه خدمات دولتی در مناطق روستایی, زمینه اشتغالزایی و کارآفرینی فوقالعادهای را در روستاها ایجاد نماید. طیف این امور نیز بسیار گسترده است: از امور اداری, اقتصادی, انتظامی, بیمه و تامین اجتماعی گرفته تا مراقبت از محیط زیست, حفظ و توسعه مراتع و جنگلها (و حتی پاسداری از مرزها و منافع عمومی و ملی). استخدام نیروهای کاری در این زمینهها باید به صورت محلی انجام پذیرد و تا حد ممکن به بخش خصوصی واگذار گردد. این امر از طرف دیگر باعث کاهش حرکت و مهاجرت روستاییان به شهرها برای دریافت اینگونه خدمات خواهد شد. توسعه فناوریهای زیستی (بیوتکنولوژی) و فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی باعث افزایش توانمندیهای نوآوران و کارآفرینان روستایی و شهری (برای فعالیت در روستاها) خواهد شد. اشاعه این فناوریها به روستاها, موجی عظیم از فرصتهای اشتغال را به این مناطق سرازیر مینماید. بهویژه امروز توسعه فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی در مناطق روستایی علاوه بر اینکه باعث تسهیل و بهبود امکانات و شرایط روستاییان میشود, فرصتهای کاری خوبی را نیز در اختیار قشر بهنسبه تحصیلکرده روستا میگذارد.
ادغام فناوریهای سنتی موجود در مناطق روستایی کشور با فناوریهای نوین و پیشرفته راهکار مناسبی برای پیشرفت و روزآمدشدن محصولات و کالاهای ساخت روستا است. بسیاری از محصولات سنتی را میتوان با ابزارها و تجهیزات نوین تولید نمود یا آنان را با فناوریهای جدید آغشته نمود. این امر باعث بقای صنایع سنتی فعلی و بعضاً توسعه بازار (روبهاضمحلال) آنان . سه استراتژی اساسی برای توسعه کارآفرینی روستایی وجود دارد: یکی جذب کسبوکارها از دیگر مناطق (بهخصوص مناطق شهری) به روستاها, که در مجموع و از نگاه ملی چندان مفید نیست. دوم حفظ و توسعه کسبو کارهای موجود از طریق سیاستها حمایتی, که عموماً سیاستگذاران و مدیران کشور به آن توجهی نمیکنند. سوم حمایت از ایجاد و تولید کسبوکارهای جدید از دل خود مناطق روستایی, که معمولاً مدنظر میباشد اما نیازمند برنامهریزی منسجم و بلندمدت میباشد.
به نظر نمیرسد هیچ گروهی مستعدتر از فارغالتحصیلان روستازاده برای امر کارآفرینی روستایی باشند. ایجاد شرایطی مناسب برای فعالیت و جذب این افراد به فضاهای روستایی از مهمترین مسایل پیش روی مدیران توسعه روستایی است: ایجاد شهرکهای کسبوکاری, ایجاد مراکز رشد (انکوباتور) روستایی و پارکهای کارآفرینی, اعطای تسهیلات و امکانات به آنها, ارایه آموزشهای کارآفرینی به آنها, ایجاد آموزشگاههای مختلف (که به آموزش کارآفرینی نیز بپردازند) در مناطق روستایی و نقاط واسط, ایجاد مراکز آموزشی, تحقیقاتی و علمی در مناطق روستایی مستعد و تقویت ارتباطات اینگونه مراکز با روستاها, تحریک و انگیزش آنان به توسعه و آبادانی زادگاههای خود از طریق مدیران ومسئولان کشور.
ایجاد فضای مدیریت مشارکتی در روستاها و همراهنمودن آنان در تصمیمگیریهای انجامشونده در مورد خود آنان از جمله مهمترین سازوکارهای توسعه روستایی و بسط کارآفرینی است. روحیه مشارکتجویی در توسعه منطقه خود, از مهمترین الزامات و پیشرانهای کارآفرینی روستایی محسوب میشود که از طریق بسط مردمسالاری در سطح روستاها ناشی میشود. شوراها از مهمترین سازوکارهای این امر هستند. کمک به ایجاد تعاونیها و مشارکت در فرآیند تکامل و موفقیت آنان از مهمترین اقدامات دولتها محسوب میشود. تمامی آنان را در پی داشته باشد, میدانند.